شب ایران پاریس فرانسه ایرانی فرانسه

شب: ایران پاریس فرانسه ایرانی فرانسه وزارت خارجه وزیر امور خارجه اخبار سیاست خارجی

گت بلاگز اخبار اجتماعی متهم تنش آبی در کشور عزیزمان ایران

ماجرا مربوط به امروز و دیروز نیست؛ وخامت ذخایر «آب» کشور عزیزمان ایران چند سالی است که ردپای خود را بر صحنه این سرزمین به جا گذاشته و زنگ هشدار کم آبی و خشکسال

متهم تنش آبی در کشور عزیزمان ایران

متهم تنش آبی در ایران

عبارات مهم : انرژی

ماجرا مربوط به امروز و دیروز نیست؛ وخامت ذخایر «آب» کشور عزیزمان ایران چند سالی است که ردپای خود را بر صحنه این سرزمین به جا گذاشته و زنگ هشدار کم آبی و خشکسالی در بسیاری از استان های کشور را به صدا درآورده هست. نگرانی راجع به بحران آب در حالی است که به باور تحلیلگران اقتصادی یکی از ابرچالش هایی به شمار می رود که در کمین اقتصاد کشور عزیزمان ایران نشسته است.

متهم تنش آبی در کشور عزیزمان ایران

در این میان کم کردن محسوس بارش ها در سال های اخیر پای «وقوع خشکسالی ها» و «تغییرات اقلیمی» را به عنوان یکی از متهمان مهم بحران آب کشور عزیزمان ایران به میان کشیده هست. ولی به راستی ریشه وخیم بودن حال این روزهای آب در کشور عزیزمان ایران از کجا نشات می گیرد؟ وزیر نیرو بر این باور است که بحران آب هنوز جهت بسیاری از اقشار جامعه به یک باور تبدیل نشده و شاید بتوان گفت ایرانی ها یکی از بدمصرف ترین جوامع در طول سال های گذشته بوده اند. به اعتقاد وی اگر فرآیند تامین آب تنها صورت مساله چالش ها بود امروز دیگر نباید خبری از پرسشها داخلی و ضعف در ساختارها در میان بود.

ماجرای دلواپس کننده منابع آبی در کشور عزیزمان ایران «دنیای اقتصاد» را بر آن داشته که در گفت وگویی با رضا اردکانیان چاله های دردسرساز در کشور را مورد ارزیابی قرار دهد. متولی نیرو متهم بلامنازع کم آبی در کشور عزیزمان ایران را شیوه های ناکارآمد مصرف آب در کشور می داند. به اعتقاد اردکانیان، ریشه یابی روند فعلی نشان می دهد که در طول ۴۰ سال گذشته مدیریت آب تنها مساوی با تامین و عرضه بوده هست؛ درحالی که در شرایط فعلی باید تمرکز و توجه در این بخش زیاد به سوی مصرف و تقاضا معطوف شود؛ موضوعی که انگشت اتهام را به سوی شیوه مصرف نادرست جامعه نشانه می گیرد. در ادامه مشروح گفت وگو و چاره جویی درمورد یکی از ابرچالش های این روزهای کشور با وزیر نیرو را می خوانید.

ماجرا مربوط به امروز و دیروز نیست؛ وخامت ذخایر «آب» کشور عزیزمان ایران چند سالی است که ردپای خود را بر صحنه این سرزمین به جا گذاشته و زنگ هشدار کم آبی و خشکسال

چالش های بخش آب و برق همواره به عنوان یکی از بااهمیت ترین دغدغه های وزارت نیرو در محافل متفاوت مطرح شده؛ آیا که به اعتقاد شما محدودیت منابع در این بخش ها شرایط و مسیر را بیش از هر وقت دیگری ناهموار و سنگلاخی کرده هست. جهت برون رفت از این ابرچالش ها چه تدابیری در نظر گرفته شده است است؟

بسیاری از جوامع دنیا در مقایسه با جامعه کشور عزیزمان ایران آنقدر که باید به نوع ادبیات وابسته نیستند. ادبیات به کار گرفته شده است در کشور در بسیاری از مواقع کمک کار و در بعضی موارد دیگر نیز کار دستمان داده هست. زمانی که یک مفهوم غلط مصطلح می شود، خارج کردن آن از ادبیات رایج، کار راحتی نیست. یکی از مفاهیمی که در بخش نیرو همواره از آن استفاده می شود، به کار بردن «صنعت آب» هست. اگر واژه صنعت در کنار واژه آب قرار گیرد، بسیار سخت تر و دیرتر به آن نقطه دست خواهیم یافت که آب یک مقوله میان بخش است که وجوه فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و اقتصادی دارد. زمانی که می گوییم صنعت معدن، صنعت خودرو، صنایع غذایی و… از واژه صنعت معنا و تلقی خاصی وجود دارد و هنگامی که که آب را صرفا به عنوان یک صنعت یاد می کنیم، وارد جنبه مهندسی آب شده است ایم. ورود به مقوله مهندسی آب به این مساله ختم می شود که تنها مدیریت بخش آب، مشمول بر مدیریت تامین و عرضه خواهد بود. در نتیجه در این ساختار وزیر نیرو باید مدام به سوالاتی از این دست که آب های ژرف در چه شرایطی هستند، باروری ابرها به کجا رسیده، آب شیرین کن ها در چه موقعیتی قرار دارند، انتقال آب از کشورهای خارج به داخل چه شد و… پاسخ دهد.

این روند در کشور نشان می دهد مدیریت آب تنها مساوی با تامین و عرضه است!

دقیقا، در حالی که در شرایط فعلی باید تمرکز و توجه در بخش آب زیاد به سوی مصرف و تقاضا معطوف باشد. البته این عنوان به این معنا نیست که جهت دست یافتن به شرایط آرمانی مصرف و تقاضا در کشور، تامین و عرضه را فراموش کنیم، ولی باید بدانیم که تنها صحبت کردن درمورد تامین ما را از بررسی شیوه های مصرف آب فعلی در کشور باز می دارد. در نتیجه باید وقت بیشتری را به موضوعاتی همچون اینکه آیا مقدار آب موجود در کشور صحیح مصرف می شود، تخصیص داده شده است دهیم. لیکن اگر این مباحث بررسی و واکاوی نشوند، حتی تامین حداکثری آب نیز بی فایده خواهد بود.

متهم تنش آبی در کشور عزیزمان ایران

حدود ۴۰ سال است که در کشور عزیزمان ایران تامین آب جهت مصرف کنندگان صورت می گیرد، ولی این عنوان روشن است که اگر جامعه بدمصرفی نبودیم، تاکنون باید فرآیند تامین، بسیاری از پرسشها را از میان برده بود. این درحالی است که در یک قرارداد نانوشته هنگامی که می گوییم «بحران آب»، تنها این عنوان به ذهن ها خطور می کند که سال آبی کم بارشی را پشت سر گذاشته ایم. حال این سوالات به ذهن متبادر می شود که اگر میزان بارندگی ها کافی نیست، آیا شیوه مصرف ما نقص و مشکلی ندارد؟ آیا محصولات کشاورزی در مناطق درستی کاشته می شوند و مقدار آبیاری ها از منطق منسجمی برخوردار هستند؟ شبکه هایی که آبرسانی می کنند هیچگونه هدر رفتی ندارند؟ فاضلاب ها که رها هستند و منابع آب شیرین را آلوده می کنند و هیچ هزینه ای جهت برون رفت از این اوضاع نیز به کار گرفته نمی شود، عاری از هرگونه مسئله هستند؟ آیا این موارد هیچ کدام رنگ و بویی از بحران ندارند و تنها کمبود بارش و ریزش ها بحران به شمار می رود؟ اگر به این پرسش اینگونه پاسخ دهیم که بله اگر بارش ها زیاد باشد این پرسشها و بحران ها پوشیده و دیده نمی شود درست مثل این عنوان خواهد بود که هنگامی که زاینده رود آب داشته باشد کف آن را نمی بینیم که چه ناهمواری هایی دارد. ولی اکنون که خشکسالی در این منطقه رخ داده هست، مشخص شده است سطح این رودخانه در چه شرایطی به سر می برد.

در بسیاری از بیانات خود به این عنوان اشاره داشتید که چالش فعلی در بخش آب وقوع خشکسالی های کوتاه مدت در کشور نیست و عدم مصرف صحیح آب از سوی مردم گلوگاه مهم پرسشها حال حاضر در کشور عزیزمان ایران به شمار می رود. وزارت نیرو جهت عبور از این مسئله که ریشه آن به ساختن فرهنگ نامناسب بازمی گردد، چه چاره ای اندیشیده است؟

همواره بر این باورم که می توان با نگاه دیگری به وقوع خشکسالی ها در کشور پرداخت. اکنون که خشکسالی در کشور اتفاق افتاده است باید زیاد به شیوه مصرف خود بنگریم و این روند را مورد ارزیابی قرار دهیم. از سوی دیگر، باید بپذیریم که جامعه ایران، جامعه ای بسیار بدمصرف هست. بگذارید از خود وزارت نیرو برایتان بگویم. در حال حاضر چیزی حدود ۱۲۸ میلیون مترمکعب آب شیرین صرف خنک کردن برج های نیروگاه های حرارتی می شود. این عنوان را نمی توان با یک چشم بر هم زدن و صدور یک دستور به نقطه صفر رساند و این مقدار آب را در بخش شرب یا در بخش های دیگر مورد استفاده قرار داد. جهت ساماندهی این ساختار باید هزینه های زیادی مجبور شد.

ماجرا مربوط به امروز و دیروز نیست؛ وخامت ذخایر «آب» کشور عزیزمان ایران چند سالی است که ردپای خود را بر صحنه این سرزمین به جا گذاشته و زنگ هشدار کم آبی و خشکسال

برای نمونه در نیروگاه همدان اقداماتی را در دستورکار قرار دادیم. در این راستا پساب را جمع آوری و تصفیه کردیم و به جای اینکه جهت خنک کردن نیروگاه از آب شیرین استفاده کنیم از پساب تولید شده است استفاده کردیم. یا به عنوان نمونه در نیروگاه های دیگر، برج را به برج خشک تبدیل کرده ایم. این روند هزینه های بسیار سنگینی در دل خود دارد. شاید بتوان به صورت تقریبی گفت هر مترمکعب ۳۰ هزار تومان باید هزینه شود تا یک برج تَر را بتوان به یک برج خشک تبدیل کرد. این عنوان به این معناست که آبی که در نیروگاه های حرارتی صرف می شود، آبی است که اگر بخواهیم جهت آن قیمتی تعیین کنیم، حدود ۳۰ هزار تومان جهت هر مترمکعب هزینه خواهد شد.

آیا آب شیرینی که در بخش های متفاوت صنعتی استفاده می شود، با همین قیمت به متقاضیان عرضه می شود؟

متهم تنش آبی در کشور عزیزمان ایران

پاسخ این پرسش منفی هست. صنایع کشور عزیزمان ایران در حال حاضر و در عالی ترین حالت در برابر مصرف هر مترمکعب آب، تنها هزار تومان بهای آب را پرداخت می کنند. آیا این عنوان یک بحران جدی به شمار نمی رود؟ اینکه یک کالای حیاتی را تقریبا به صورت رایگان مصرف می کنیم، آیا نشانه هایی از وقوع یک بحران نیست؟ آیا نباید درمورد این بحران صحبت کرد. آیا فقط در یک قرارداد نانوشته می خواهیم به گونه ای برخورد کنیم که تنها بحرانی که با آن مواجه هستیم، کمبود میزان بارندگی ها هست. کمبود بارش و برف موجب شده است که ما متوجه ابعاد متفاوت شرایط بحرانی مصرف آب و انرژی در داخل کشور نشویم. این درحالی است که این روند در بخش انرژی کشور نیز به صورت محسوسی آشکار و روشن هست. اکنون تمام کلیدهای چراغ هایمان را که می زنیم روشن می شود، ولی ممکن است روزی از راه برسد که با زدن همین کلیدها دیگر هیچ چراغی روشن نشود. انرژی برق علی رغم آب که به آهستگی از ته کشیدن منابع خبر می دهد، به یکباره زنگ نبودنش را به صدا در می آورد.

زمانی که خاموشی ها شروع شد همانند دومینویی این جریان سر به روی دوش همدیگر می گذارد؛ دومینویی که انگشت اتهام را به طریقه مصرف اشتباه مصرف کنندگان نشانه می گیرد. به همین علت است که هر سال باید هزار مگاوات نیروگاه برق ساخته شود که تنها ساعاتی در طول سال که پیک مصرف محسوب می شود پاسخگو باشیم. زمانی که منابع نباشد و قیمت ها هم اصلاح نشود با شگفتی هایی در زندگی مواجه می شویم که چاره جویی جهت آن موقعیت را بسیار سخت خواهد کرد.

بنابراین فکر می کنم که نباید از اینکه یک آینه قدی برابر واکنش‌ها مصرفی مان قرار دهیم، پرهیز کنیم. در این میان نقش رسانه ها بسیار مهم و تاثیرگذار است تا جامعه متوجه شود که چه الگوی نادرست مصرفی را برگزیده و به پیش می برد. همین که جامعه الگوی نادرست مصرف را متوجه شود، فرآیند فکر، عقل، آگاهی و شعور مردم را به سمتی هدایت خواهد کرد که باید اصلاحات صورت گیرد. بنابراین از این حیث است که رسانه ها می توانند سهم بسزایی در اصلاح شیوه مصرف مردم داشته باشند.

در این شرایط وزارت نیرو چه برنامه هایی را در دستور کار قرار داده، آیا به دنبال شیوه های متفاوت تامین انرژی در کشور هستید؟

وزارت نیرو در تعامل و همکاری نزدیک با بخش شخصی در بخش برق قطعا به دنبال شیوه های متفاوت تامین انرژی هست. همچنین در برنامه ها آینده نگری شده است که سبد تامین انرژی کشور را به طور حتم متنوع کنیم. از سوی دیگر، قرار است به سمت توسعه نیروگاه های تجدیدپذیر حرکت کنیم و تلاش خواهیم کرد بخش انرژی های نو کماکان جهت بخش شخصی داخلی و سرمایه گذاران خارجی از جذابیت مورد نیاز برخوردار باشند.

اما واقعیت این است که این فعالیت ها در نقاط دیگر دنیا زمانی نتیجه داده و موثر واقع شده است است که یا جامعه ای از لحاظ مصرف صحیح العمل بوده یا همزمان با این روش ها به سمت اصلاح شیوه های مصرف حرکت کرده هست. حتی گاهی وقت ها پرهیز دارم از اینکه از لغت صرفه جویی استفاده کنم؛ آیا که صرفه جویی را زمانی باید به کار برد که منابع مورد نیاز را در اختیار داشت و قصد این باشد که کمتر از منابع استفاده شود. این در حالی است که در کشور بدمصرفی مرسوم است و این دور شدن از بدمصرفی، صرفه جویی نیست. این دور شدن از بدمصرفی نزدیک شدن به شیوه صحیح مصرف است که بتوان منابع زیست محیطی را هم جهت خود و هم جهت نسل های بعدی پایدار کرد.

به گفته شما بدمصرفی در حوزه آب و برق در حال حاضر به عنوان یکی از بااهمیت ترین چالش های وزارت نیرو مطرح هست. فکر می کنید جهت برون رفت از این اوضاع باید چه اقداماتی صورت بگیرد؟

شبکه های اجتماعی که در حال حاضر در دسترس بسیاری از مردم قرار گرفته هست، می تواند ابزاری جهت انتقال خبر ها و ساختن فرهنگ به شمار رود. ولی یکی از اقداماتی که می توان در طول این مسیر به آن توجه کرد، شیوه های مصرف سایر جوامعی است که بعضا به لحاظ سطح تکنولوژیک یا درآمدی یا شیوه زندگی و امکانات در دسترس در شرایط مطلوبی به سر می برند. باید در چگونگی مصرف انرژی به اقتصادهای بزرگ دنیا نگاهی بیندازیم و از شیوه های مصرف آنان الگوبرداری کنیم. در سال هایی که در شرق و غرب آلمان زندگی می کردم با نمونه های جالبی از طریقه مصرف روبه رو شدم. اکنون اگر به شهرهای بزرگ آلمان سری بزنید، ساعت ۹ شب که می شود درست مانند وقت جنگ که خاموشی می دهند شهر تاریک و خاموش است.

مردم در آنجا تلاش می کنند در منزل هایشان حداقل انرژی را مصرف کنند، در صورتی که این کشور با مازاد انرژی در نیروگاه های اتمی اش هم مواجه است و حتی گاه ناچار است جهت تشویق مصرف، هزینه ها را نیز رایگان کند. این عادت به خوبی وارد زندگی روزانه مردم و ساختن فرهنگ شده است هست. در اروپا هم تمام سال بارندگی وجود دارد و آنان مسئله کمبود آب ندارند، ولی به اشکال مختلفی پساب های خود را تصفیه و بازچرخانی می کنند. این عنوان به این علت است که عادت خوب صحیح مصرف کردن را از کشورهای متفاوت وارد زندگی ارزش کرده اند. ما می توانیم از این مدل ها استفاده کنیم.

آیا برنامه ای جهت به کارگیری سیاست های تشویقی جهت مصرف کنندگان در جهت اجرای شیوه مناسب مصرف در نظر دارید؟

بله- یک شیوه این است که خود ما سیاست های تشویقی را در پیش بگیریم، نه اینکه تنها به هشدار دادن درمورد بدمصرفی محدود شویم، بلکه آنهایی که صحیح مصرف می کنند را نیز تشویق کنیم. یعنی این فاصله گذاری باعث می شود آنچه را که اکنون عادی است دیگر عادی نباشد. البته این روند در دستورکار برنامه های وزارت نیرو است که بتوانیم در ارتباط با بحث تشویق افرادی که مصرف صحیح دارند و الگوی مصرف را رعایت می کنند ابزارهایی را در نظر بگیریم. باید به مردم آثار بدمصرفی ها توضیح داده شود. در این میان بعضی می گویند به عنوان نمونه ما در مصرف عاداتی داریم که عوض کردن آن جهت سن و سال ما بسیار سخت هست، ولی با کودکان و نسل های آینده می خواهیم چیکار کنیم؟ به هر حال باید به آنها آموزش دهیم. زمانی که می خواهیم آموزش دهیم باید متوجه این توصیه باشیم که گاهی وقت ها لیست کارهایی که نباید انجام دهیم، بلندتر و مهم تر از کارهایی است که باید انجام دهیم. یک اقدامی که باید در دستورکار قرار گیرد این است که نباید به نسل های آینده و فرزند هایمان آموزش غلط بدهیم، نباید بگوییم که آب و برق رایگان هست؛ آیا که دیگر سخت می شود به آنان تفهیم کنیم درست مصرف کنند. در بودجه سال ۹۷، آب و برق مدارس را در اشکال مختلفی رایگان کرده ایم، می توان گفت از این محل به دستگاه آموزش و پرورش کشور کمک مالی شده است است ولی باید محاسبه ای نیز صورت بگیرد که هزینه این بدآموزی که جهت فرزندانمان ایجاد کرده ایم، چقدر است؟ این عنوان را چگونه می خواهیم اصلاح کنیم. یا در بخش کشاورزی آب و منابع زیرزمینی که در حال حاضر مصرف می شود، تقریبا آینده اینچنینی دارد.

نمی شود از کشاورز جهت کالایی که تقریبا رایگان است انتظار داشت جهت اینکه این کالا بهتر مصرف شود، هزینه ای را متقبل شود. بنابراین اگر زبان مناسبی را جهت صحبت کردن گزینش نکنیم، نمی توانیم خبر همدیگر را دریافت کنیم. زمانی که با زبان ابزار قیمت حرف نزنیم، اصلاح مصرف بسیار سخت تر خواهد شد. این عنوان به منزله فشار اقتصادی به قشر زحمت کش جامعه نیست، دولت موظف است که از راه های دیگر این کاستی ها را جبران کند. ولی این خبر ناصحیح نیز انتقال یافته نشود که کالا، کالایی رایگان هست. زمانی که این خبر ها نادرست انتقال یافته می شوند، یکدفعه مشاهده می شود که میلیاردها مترمکعب آب شیرین در شرایط کم آبی کشور، صرف آبیاری محصولی می شود که اصلا نباید در آن منطقه خاص کشت شود.

در نتیجه اینکه ما در بخش آب به ارتباط وسیع تری با مردم نیاز داریم. ولی بحث انرژی به لحاظ ارتباطی که با صنایع متفاوت به شکل گسترده دارد، کاملا یک بحث روشن تری هست. در این راستا کمیته ای جهت شیوه های مختلفی که به آن پیک زایی می گویند (روش هایی که می توان پیک را کم کردن داد) در حال فعال شدن هست. وزارت نیرو زیاد به دنبال آن است که خود قله مصرف را هم در بخش آب و هم برق کم کردن دهد و فکر می کنیم در این مسیر می توان کارهای بسیاری انجام داد. بخشی از این کارها به صنایع مرتبط می شود. ساخت و معرفی تجهیزاتی که باعث کم کردن مصرف انرژی می شوند از این دست کارها به شمار می روند. در محاسباتی که صورت گرفته است اگر تصحیحی در ساخت الکتروپمپ های کولرهای آبی صورت گیرد رقم قابل ملاحظه ای صرفه جویی در انرژی برق صورت می گیرد.

چه در بخش آب و چه در بخش برق باید این عنوان را در نظر داشت که رسانه ها نقش قابل توجهی در انتقال مفاهیم و پرسشها این روزهای این بخش ها دارند. سازگاری با آب یکی از این مفاهیم است که باید به درستی به جامعه کشور عزیزمان ایران انتقال یابد. اینکه از لغت بحران آب استفاده می شود، درست نیست. چراکه معنی لغت بحران یعنی شرایط و اوضاع آب کشور موقتی هست، بنابراین با توجه به اینکه کشور خشک و نیمه خشکی هستیم، باید با عوض کردن اقلیم خود نیز سازگار باشیم.

واژه های کلیدی: انرژی | ایران | ایرانی | استفاده | اخبار اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs